رزم گروى زره قاتل سياوش با گيو بن گودرز و گرفتن گيو بكشتى گروى را
دوديگر گروى زره گرد نيو * برون رفت با پور گودرز گيو
چو گيو اندرآمد گروى از نهيب * كمان شد ز دستش برون زى نشيب
سوى تيغ برد آن زمان دست خويش * دمان گيو نيز اندرآمد به پيش
عمودى بزد بر سر ترگ اوى * كه خونش برآمد ز تارك به روى
همىدون ز زين اسب نگذاردش * گرفتش ببر زود و بفشاردش
چو بر پشت زين مرد مدهوش گشت * ز اسب اندرافتاد و بىهوش گشت
فرود آمد از اسب جنگى پلنگ * دو دست از پس پشت بستش چو سنگ
رزم گرازه با سيامك تورانى و كشته شدن سيامك بدست گرازه
سه ديگر سيامك ز تورانسپاه * بشد با گرازه به آوردگاه
چو شيران جنگى برآشوفتند * همى گرز بر يكديگر كوفتند
پياده شدند و در آويختند * همىگرد كينه برانگيختند
گرازه بزد دست برسان شير * مر او را چو باد اندر آورد زير
چنان سخت زد بر زمين كاستخوان * شكست و هم اندر زمان داد جان
رزم فروهل و زنگله و كشته شدن زنگله در دست فروهل ايرانى
چهارم فروهل ابا زنگله * دو جنگى بكردار شير يله
فروهل چو ترك دژم را بديد * كمان را بزه كرد و اندر كشيد
ابر زنگله تيرباران گرفت * به هر سو كمين سواران گرفت
به روى اندرآمد تكاور ز درد * جدا شد از آن زنگله روىزرد
نگون شد سر زنگله جان بداد * تو گفتى كه او خود ز مادر نزاد