همىبترسم كز شاعرى ملال آرم * ملال مدح تو كفر است و جاودانه ضلال
بىاى ملك كه ملوك از گزافه گرد كنند * بهر زمين و نترسد كس از حرام و حلال
همه يكايك دينار و بدرهء تو و گنج * اسير روز مصافست و صيد روز قتال
خراج قيصر روم است و سرگزيت جلم * بهاى بندگى دلهرا ابا چيپال
زهى ملك كه حلال اينچنين بود دينار * به تيغ پالده در خون خصم داده صقال
هزار بتكده آواره كرده هريك ازو * هزار شير دمنده بقهر كرده شكال
بلاى برهمنانست و قهر قرمطيان * هلاك اهرمنانست و آفت دجّال
ز بهر جود تو آورده از عدم بوجود * نكوكنندهء احوال و راحت از اهوال
ملوك را همه بگسستى از مديح طمع * ايا مظفر فيروزبخت خوبخصال
بدين بها كه تو يك بيت من خريدستى * سرير ملك نخرّند و تاج و جاه و جمال
ايا ملك تو ازين آفتاب راد ترى * زبان هركه نيارد دليل بادا لال
نه آفتاب به چندين هزار سال كند * هميشه زر كه تو از بهر من دهى همهسال
مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 1359
مساهمون: رضا قليخان هدايت
ص١٣٥٩