328 عياضى سرخسى
اسمش عبد الرّحيم و شاعريست حكيم ظهورش در دولت آل سلجوق و پايهء جاهش بر فرق عيّوق مداح طغان شاه بن آلبارسلان و ممدوح فضلاى زمان معاصر معزى و نظامى عروضى سمرقندى و معاشر على حسين الباخرزى در وقتى كه على حسين در دست پيوند نام شهيد شد وى مرثيهيى به جهت او گفته كه اين دو بيت از اوست :
مسكين على حسين كز آن شوم بد شعار * بىجرم چون حسين على كشته گشت زار
شيرى بدى كه بود ادب مرغزار وى * گر كشته شد عجب نبود شير مرغزار
گويند وى شاگرد حكيم ابو على سيناء بلخى بوده و مداحى آلبارسلان را نيز نموده مرثيهء هر دو در اشعار او هست ولى صحيح نيست بهر صورت از افاضل شعراست و از اشعار اوست .
در مدح سلطان ملكشاه سلجوقى گفته
اى بتن برگشته ناايمن بجان خويشتن * جان بحسّ تن تو دارى زان نه اى ايمن بتن
رتبت شاهى بشب دارى و معزولى بروز * بر سرت زانست هر شب تاج شاهى را وطن
با بكاء بىوسن ز آنى كه چون ما عاشقى * عاشق آن باشد كه باشد با بكاء و بىوسن
چون سحابى گشته گريان چون درخشى خندهناك * بىطرب خندان شدستى باز گريان بىحزن
هم به بالا چون قضيبى هم به صورت چون قلم * هم برخ چون زعفرانى هم بعارض چون سمن
چون عصا ما را همى معجزنمايى بىكليم * چون سهيل اينجا همى شب را فروزى بىيمن