چون مرصع شد بهم فهرست آن مجموعه را * از براى مرزبان هفت كشور يافتند
نعل مىبستند روزى اكدشانت را بروم * حلقهيى گم شد از آن در گوش قيصر يافتند
شرح مىدادند وقتى جرعهريزت را بمصر * قطرهيى پالود از آن در حلق شكر يافتند
بر درت ظلماتيان را بوسهء خشك آرزوست * اين سخن تر بود كز لفظ سكندر يافتند
ايضا و له
قصر هدى شد بسعى شاه مشيّد * رايت اسلام سركشيد بفرقد
خسرو آفاق شاه عالم عادل * خسرو غازى طغان شه بن مؤيّد
آنكه مركّب كند صواعق قهرش * خاصيت زهر در نبات طبرزد
آنكه نشيند بعون بازوى و دستش * خنجر سوسن بجاى تيغ مهنّد
از فزع قهر و شدّت غضب اوست * در دل كان دانههاى خون معقّد
زهرهء سنگ از شكوه او چو برآمد * گردش چرخش لقب نهاد زمرّد
از دم سرد عدوى تو به طبيعت * جرم هوا بفسرد چو صرح ممرّد
گر به مثل ارّه بر سرم نهد از جور * گردش ايّام چون حروف مشدّد
دست اجل تا كه در نياردم از پاى * برنكنم سر ز خط حكم تو چون مد
گرچه درين شعر يكدو قافيه ذالست * نه غرض از شعر قافيه است مجرّد
خاصه چو اين جنس گفتهاند بزرگان * عذر من از راه اقتداست ممهّد
تا عرق خدّ نيكوان بود از لطف * راست چو بر برگ گل گلاب مصعّد
همچو مى از قطرههاى خون جگر باد * خصم ترا از سموم غم عرق خد