و له ايضا
اى نايب عيسى از دو مرجان * وى كرده ز آتش آب حيوان
جزع تو به غمزه برده جانها * لعل تو به بوسه داده تاوان
وصل تو به زير پرسيمرغ * پرورده به سايهء سليمان
از جور تو در ميان عشاق * برخاسته صورت گريبان
گر فتنه نبايدت كه خيزد * طيره منشين و طره منشان
بىبادهء زرفشان نباشيم * چون باد شدست عنبرافشان
از شاخ شكوفه ريز گويى * كردست فلك ستارهباران
رنگ و سيهى لاله ماناك * اندر دل مشتريست كيوان
در پيكر باغ شكل نرگس * چشمى است كه ريخته است مژگان
باهم گل و سبزه و بنفشه * چون قوس قزح به رنگ الوان
در مدح خاقان كبير شروانشاه
تا نفخات ربيع صور دميد از دهان * كالبد خاك را نزل رسيد از روان
غاشيهدارست ابر بر كتف آفتاب * غاليهساى است باد بر صدف بوستان
عكس شكوفه ز شاخ بر لب آب اوفتاد * راست چو قوس قزح بر گذر كهكشان
نى عجب ار جاى برف گرد بنفشه است از انك * معدن كافور هست خطهء هندوستان
مريم دوشيزه باغ نخل رطب بيدبن * عيسى يكروزه گل مهد طرب گلستان
زهره و دهره بسوخت كوكبه رزم شاه * زهرهء زهره به تيغ دهرهء دهر از سنان