تا دولت ازلى ايمن بود ز فنا * ايمن بمان ز فنا در دولت ازلى
و له ايضا
ملامت است براين عشق عشق بر مجنون * غرامتست بدان حسن حسن بر ليلى
به صبر من صنما آن لب چو بسّد تو * همان كند كه زمرّد به ديدهء افعى
مگر امام همه عاشقان منم كه مراست * ز درد و حسرت و زارى سپاه عشق و لوى
مگر امام همه دلبران توى كه تراست * ز مشك و لاله همهساله طيلسان وردى
و له ايضا
نيكوى بر تست عاشق ديگران بر نيكوى * نيكوى بدخو كند معذورى اندر بدخوى
مستوى قدى و عشقت بر دلم پوشيده كرد * هم صراط مستقيم و هم طريق مستوى
اى عجب نوها كهن گردد ز دور روزگار * عشق را با من چرا هر روز بفزايد نوى
گر به خوبى بود نقش ما نوى چون روى تو * هست معذور آنكه بگرايد به كيش ما نوى
ديد نتوانى كه بيند چشم من رخسار تو * پس ندانم تا هميشه در دل من چون بوى