پرش به محتوای اصلی

مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحه 1075

پدیدآورندگان:

ص۱۰۷۵
بر دل نهاد قفلى يزدان و مهر كردش * از بهر فتح اين در در غم طپيد بايد سگ چون به كوى خسبد از قفل در چه باكش * اصحاب خانه‌ها را قفل و كليد بايد سالى دو عيد كردن كار عوام باشد * ما صوفيان جان را هردم دو عيد بايد جان گفت من مريدم زايندهء جديدم * زايندگان نو را رزق جديد بايد اى آمده چو سردان اندر سماع مردان * زنده ز شخص مرده آخر بديد بايد گر زانكه چوب خشكى جز ز آتشى نخمّى * ور زان كه شاخ سبزى آخر خميد بايد آن ذوق را گرفتم پستان مادر آمد * بنهاد در دهانت آخر مكيد بايد خامش كه در فصاحت عمر عزيز بردى * در روضهء خموشان چندى چريد بايد اى شمس حق تبريز در گفتنم كشيدى * روزى دودر خموشى دم دركشيد بايد

فى نهايات الطلب و غايات الارادة

هله نوميد نباشى كه ترا يار براند * گرت امروز براند نه كه فردات بخواند در اگر بر تو ببندد مرو و صبر كن آنجا * به سر صبر ترا او به سر صدر نشاند
مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحه 1075 | رضا قليخان هدايت