من قطعات و رباعياته
دانى شها كه دور فلك در هزار سال * چون من يگانهيى ننمايد به صد هنر
گر زيردست هركس و ناكس نشانيم * اينجا دقيقهايست بدانم من اينقدر
بحر است مجلس تو و در بحر بىخلاف * لؤلؤ به زير باشد و خاشاك بر زبر
و له
چاكران تو گه رزم چو خياطانند * گرچه خياط نيند اى ملك كشورگير
بگز نيزه قد خصم تو مىپيمايند * تا ببرند به شمشير و بدوزند به تير
* * *
من نگويم به ابر مانندى * كه نكو نايد از خردمندى
او همىبخشد و همىگريد * تو همىبخشى و همىخندى
* * *
مىرفت و گلاب از سمنش مىباريد * مشك از خط عنبرشكنش مىباريد
از گفتهء من دو بيتئى در حق خويش * مىخواند و شكر از دهنش مىباريد
229 رشيد اسفرارى
اسمش رشيد الدّين محمد بن محمود بن مسعود از فضلاى مشهور خراسان و صاحب كمالات بىپايان بوده گويند در فضيلت و حكمت مرتبهء عالى داشته و خزينهء خاطر را از لآلى متلالى افكار ابكار انباشته از اوست .