تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 853

مساهمون:

ص٨٥٣

من قطعات و رباعياته

دانى شها كه دور فلك در هزار سال * چون من يگانه‌يى ننمايد به صد هنر گر زيردست هركس و ناكس نشانيم * اينجا دقيقه‌ايست بدانم من اين‌قدر بحر است مجلس تو و در بحر بىخلاف * لؤلؤ به زير باشد و خاشاك بر زبر

و له

چاكران تو گه رزم چو خياطانند * گرچه خياط نيند اى ملك كشورگير بگز نيزه قد خصم تو مىپيمايند * تا ببرند به شمشير و بدوزند به تير
* * *
من نگويم به ابر مانندى * كه نكو نايد از خردمندى او همىبخشد و همىگريد * تو همىبخشى و همىخندى
* * *
مىرفت و گلاب از سمنش مىباريد * مشك از خط عنبرشكنش مىباريد از گفتهء من دو بيتئى در حق خويش * مىخواند و شكر از دهنش مىباريد

229 رشيد اسفرارى

اسمش رشيد الدّين محمد بن محمود بن مسعود از فضلاى مشهور خراسان و صاحب كمالات بىپايان بوده گويند در فضيلت و حكمت مرتبهء عالى داشته و خزينهء خاطر را از لآلى متلالى افكار ابكار انباشته از اوست .
مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 853 | رضا قليخان هدايت