تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 714

مساهمون:

ص٧١٤
ستاره‌جيش و زحل‌چاكر و سهيل‌كمين * شهاب‌رمح و سهاناوك و هلال‌كمان ابو المظفر بهرام شاه بن مسعود * كه هست نامش بر نامهء ظفر عنوان گشاده دولت و دين چشم تا رود بر تخت * نهاده جان و جهان گوش تا دهد فرمان تبارك اللّه ازين ساعت خجستهء سعد * كه بازگشت مظفر ز غزو هندستان جهان به كام و فلك بنده و ملك داعى * اميد تازه و دولت قوى و بخت جوان فتوح سوى يمين و سعود سوى يسار * سپهر پيش ركاب و زمانه زير عنان خهى فزوده مى جود تو ز جام اميد * زهى شگفته گل فتح تو ز خارستان قوى دلت كه مبادا سبك دريغ كه شد * به هر دروغ برين بندهء ضعيف گران بدان خداى كه هر ذره بر خداونديش * نموده روشن چون آفتاب صد برهان ز نيستى سوى هستى سبك معلق زد * به امرش اين فلك پايدار سرگردان درين دوازده منظر هزار شمع افروخت * كه تا به صبح قيامت همىبود تابان نشاند پيرى در خانقاه هفتم چرخ * كزوست هرچه كبودست در همه گيهان
مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 714 | رضا قليخان هدايت