تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 256

مساهمون:

ص٢٥٦

135 امين فارسى

و هو شيخ امين الدّين محمد بن على بن ضياء الدّين مسعود البليانى [ الكازرونى ] الفارسى . تربيت در خدمت شيخ اوحد الدّين عبد اللّه - از فرزندزادگان شيخ ابو على دقاق - يافته از مشايخ بزرگ فارس بوده در سنهء 744 رحلت كرده گاهى اشعار فارسى مىگفته اين دو رباعى منسوب به آن جناب است :
آنان كه فلك ز نور دهر آرايند * تا ظن نبرى كه باز نايند آيند از دامن آفتاب تا جيب زمين * رسميست كه تا خدا نميرد زايند
* * *
اى دل پس زنجير چو ديوانه نشين * در دامن درد خويش مردانه نشين ز آمد شدن بيهده خود را پى كن * معشوق چو خانگيست در خانه نشين

136 احمد جامى قدس سرّه

و هو شيخ الاسلام ابو نصر احمد بن ابو الحسن النامقى الجامى در كتب اهالى معرفت دو كس را شيخ الاسلام لقب داده‌اند اول خواجه عبد اللّه انصارى كه او را پير هرى نيز خوانند و ازآن‌پس شيخ بزرگ احمد جامى ملقب به زنده‌پيل قدس سرّه كه از مشاهير مشايخ بوده و حالاتش على التفصيل در كتب قوم مرقوم است و از او كرامات عاليه نقل كرده‌اند و چند تن فرزند از او به وجود آمده همه عالم عامل و عارف كامل و صاحب فضل و تصانيف عاليه بوده‌اند . عجب اينكه جناب شيخ احمد در علوم ظاهريه زحمتى نبرده و فضلى صورى نداشته و در به دو حال با اهل لهو و لعب زندگانى مىنموده همانا با آنان شرب خمر نيز مىفرموده بالاخره شبى كه در باغ خارج جام ، بادهء لعل‌فام در جام مىريختند و شراب آنها به اتمام رسيده بود و احمد به حكم