تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 254

مساهمون:

ص٢٥٤
پى در گاوست و گاو در كهسارست * ماهى سريشمين به دريا بارست بز در كمرست و توز در بلغارست * زه كردن اين كمان بسى دشوارست
* * *
دل جز ره عشق تو نپويد هرگز * جز محنت و درد تو نجويد هرگز صحراى دلم عشق تو شورستان كرد * تا مهر كسى در آن نرويد هرگز
* * *
اى روى تو مهر عالم‌آراى همه * وصل تو شب و روز تمناى همه گر با دگران به از منى واى به من * ور با همه‌كس همچو منى واى همه
* * *
بردارم دل گر از جهان فرمايى * برهم زنم ار سود زيان فرمايى بنشينم اگر بر سر آتش گويى * برخيزم اگر از سر جان فرمايى

132 ابو ذر بوزجانى

از اعاظم مشايخ متقدمين بوده است و شرح حالش در نفحات الانس مولانا عبد الرحمن جامى مسطور است . اين دو بيت از او نوشته مىشود :
تو به علم ازل مرا ديدى * ديدى آنگه به عيب بخريدى تو به علم آن و من به غيب همان * رد مكن آنچه خود پسنديدى