129 ابو الحسن خرقانى
اسمش على بن جعفر و اصلش از خرقان من مضافات بسطام و از مشاهير مشايخ كرام در سنهء 425 رحلت يافت گاهى شعرى مىفرموده اين دو رباعى از اوست :
رباعى
آن دوست كه ديدنش بيارايد چشم * بىديدنش از گريه نياسايد چشم
ما را ز براى ديدنش بايد چشم * گر دوست نبيند به چه كار آيد چشم
* * *
اسرار ازل را نه تو دانى و نه من * وين حرف معما نه تو خوانى و نه من
هست از پس پرده گفتوگوى من و تو * گر پرده برافتد نه تو مانى و نه من
130 ابو طاهر خاتونى
اسمش كمال الدّين در دولت سلجوقيه معزز و مكرم بوده و خدمت تركان خاتون را مىنموده اما ظهورش در عهد ديالمه و مناقب الشعراء و تاريخ سلاجقه از اوست .
و له
نه يارى كه روزى وفايى نمايد * نه صبرى كه با هيچ سختى برآيد
نه چشمى كه روى هدايت ببيند * نه عقلى كه راه هدايت نمايد
نه مردى كه با هيچ دردى بسازد * نه جهدى كه با هيچ عهدى بپايد
نه نجمى كه سعدى بود زو توقع * نه نحسى كه كارى ازو برگشايد