104 ملك مظفر الدّين
از ملوك شبانكارهء فارس بوده و از دارابجرد تا كرمان به تصرف داشته و با اتابك ابو بكر معادات مىنموده ملكى فاضل و دانا و شاعر بوده در سنهء 658 كشته گشته ، از اوست :
در مرثيهء پسر خود گفته :
اى جان پدر كه آن جهانت خوش باد * رفتى ز برم كه جاودانت خوش باد
تو ملك بقا را به فنا بگزيدى * سودى سره كردى كه روانت خوش باد
به كمال الدّين اسماعيل اصفهانى فرستاده :
چون نيست مرا به خدمتت راه وصال * سر بر خط ديوان تو دارم مه و سال
گفتم فلكا در تو چه نقصان آيد * گر زان كه رسانيم زمانى به كمال
كمال در جواب فرستاده :
آنى تو كه خورشيد سرافكندهء توست * هر كوست خداوند هنر بندهء توست
جوياى كمالند به جان اهل هنر * وانگاه به جان كمال جويندهء توست
105 محمود ميرزاى قاجار
چهاردهم فرزند حضرت شاهنشاه قاجار صاحبقران مغفور بوده كه وجودش در سنهء 1213 ظهور نموده و هم در دولت خاقانى به حكومت نهاوند اختصاص داشته به كمال و ارباب كمال رغبتى كامل حاصل و تذكرهاى در اشعار معاصرين موسوم به سفينة المحمود نوشته طبع شريفش در نظم پايهء عالى داشته از آنهاست :
چيست آن چرخ كه بر زعم سپهر اخضر * چار مه دارد و بر هر مه او شش اختر
اغبرش خواندمى ار داشت تحرك غبرا * صرصرش گفتمى ار داشت تمكن صرصر