تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 213

مساهمون:

ص٢١٣
سنهء 753 در كنار آب سند درگذشت ، در حالت نزع گفته :
بسيار در اين جهان چميديم * بسيار نعيم و ناز ديديم اسبان بلند برنشستيم * تركان گرانبها خريديم گشتيم مه تمام و از ضعف * امروز چو ماه نو خميديم

99 محمد مؤمن ميرزاى گوركانى

خلف بديع الزمان ميرزاى گوركانى و با پدر خود به جد خويش ، سلطان حسين بايقرا ، مخالفت پيشه كرد لهذا مظفر حسين به مدافعهء بديع الزمان و مؤمن ميرزا مأمور شد . بعد از محاربات ، مظفر ، مظفر شده و هر دو را اسير نمود به حكم پدر به شهادت رسانيده ، از اوست :
منم كز ضرب تيغم بيشه خالى از غضنفر شد * ز بازى فلك اى دوستان دشمن مظفر شد
گويند در وقتى كه مظفر حسين ميرزا آهنگ قتل محمد مؤمن ميرزا كرد اين مطلع را بديهه گفته :
ناجوانمردى كه بىجرمم درين سن مىكشد * كافرى دان كان ز راه كينه مؤمن مىكشد

100 امير محمد صالح جغتائى

از احفاد امير شاه ملك است كه از امراى معروف امير تيمور بوده و خود خلف امير نورسعد است و معاصر جامى و در سنهء 941 وفات يافته ، از اوست :
روز وصلست بكش تيغ و بكش زار مرا * به شب هجر مكن باز گرفتار مرا
* * *