102 مسيّب خان تكلو
ولد محمد خان شرف الدّين اوغلى از امراى معتبر شاهطهماسب بهادر خان صفوى بوده و شرف الدّين اوغلى چندى به حكومت و ايالت بغداد و توابع آنجا مخصوص بوده مسيّب خان از امراى جليل الشأن دولت صفويه محسوب مىشده مصدر خدمات بزرگ گرديده در فنّ موسيقى مهارت كامل داشته اين رباعى از اوست :
آراسته آمد و چه آراستنى * دل خواست به بوسهاى چه دل خواستنى
بنشست به مى خوردن و برخاست به رقص * هىهى چه نشستنى چه برخاستنى
103 مظفّر حسين ميرزاى صفوى
خلف سنجر ميرزا و دخترزادهء شاهطهماسب ماضى بوده و از جانب پدر به شاه نعمت اللّه مىرسيده شاه صفى او را كور كرده بود و پدر او نيز همين كحل در ديده كشيده بارى گاهى شعرى مىگفته از اوست :
بدان نازكميان سستپيمان بستهام عهدى * كه تا خونم نريزد از ميان شمشير نگشايد
* * *
از شوق تير غمزهء ابرو كمان خويش * پرواز كرده مرغ دلم ز آشيان خويش