تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 147

مساهمون:

ص١٤٧
آمدم تا كه ز دام تو رهانم دل را * او رها ناشده من نيز گرفتار شدم

67 شوكت قاجار

هو امير المطلق و كبير الموفق محمد قاسم خان . والدهء ماجده‌اش از نجباى طايفهء زنديه و دختر بسطام خان كارخانه بود و امير كبير مذكور اكبروار شد اولاد امجاد امير الامراء العظام اعتضاد الدوله سليمان خان بن محمد خان قاجار [ خال ] خا [ قا ] ن بىهمال سعيد شهيد آقا محمد شاه بن سلطان محمد حسن خان شهيد بوده خاقان صاحبقران فتحعلى شاه انار اللّه برهانه جنابش را به فرزندى تربيت فرموده به مصاهرت خويش اختصاص داد و همشيرهء معظمه نواب شاهزادهء معظم فرمانفرماى فارس ، حسين على ميرزا را در عقد ازدواجش درآورده بر مرتبه و مكانت او بيفزود و مانند شاهزادگان در حريم حرم محرم فرمود بلكه بر بيشتر آنان مقدم داشت . غالب اوقات شاهزادگان معظم حضرتش را در خدمت شاهنشاه واسطه و شفيع كارهاى بزرگ داشتندى و مكرر به سردارى بزرگ و خدمات سترك مأمور آمدى و مصدر و منشاء امورات عظيمه و فتوحات جسيمه شدى گاهى به انتظام صفحات عراق عرب و فارس توجه نمودى و از جودت ذهن و استقامت راى عقده از كارهاى مشكل گشودى چنان كه يك‌دو بار به اشارهء شاهنشاهى به فارس روى كرد و خدمات كليه به ظهور آورد و در بذل و بخشش و عدل و رأفت بىنظير بود و در اغلب كمالات از اقران قصب السبق مىربود . چاكران با اعظم و اسم و ملازمان به اعلم و فضل داشت و شاهزادگان بزرگ طالب وصلت و پيوند و بستگى به خدمتش بودند چنان كه شاهزادهء اعظم كامگار نايب‌السلطنه وليعهد و نواب فرمانفرماى فارس با وى قرابت فرمودند . در سنهء 1200 درگذشت و جهان بگذاشت . از اشعار آن سركارست :

از غزليات اوست

دل نيست به بر عاشق در دام بلا را * پروانهء شمعيست كه در انجمن ماست
* * *