تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 146

مساهمون:

ص١٤٦
كامل فاضل و صاحب طبع موزون و از اوست :
بىبها آمد ز اول نرخ كالاى وفا * يا كه در شهر شما اين جنس ارزان بوده است

و له

قفس خوش‌تر مرا از گلشن آمد زان كه اندر وى * گهى خوشوقت دارد از نويد قتل صيادم
* * *
قربان تو از كشتن من مگذر و مگذار * از حسرت ديدار نكوى تو بميرم

66 شاپور قاجار

شاهزاده شيخ على ميرزاست . او هم از فرزندان حضرت خاقان صاحبقران مغفور فتحعلى شاه مبرور بوده والده‌اش صبيهء شيخ على خان زند و بدان مناسبت به نام جدّ امى موسوم شد هم از راه نسبت به حكومت ملاير و پرى كه محل توقف ايلات زنديه بوده مخصوص آمد . سالها در آن ولايت به عيش و عشرت و لهو و لعب پرداخت . در آغاز دولت سلطان محمد شاه بن عباس شاه بن خاقان اكبر از حكومت ممنوع و به كنجى آرميده به طاعت يزدان و دعاى سلطان پرداخت تا درگذشت . از اوست :
پرسيد نخست از دل ما * هر تير ستم كه از كمان جست
* * *
كرده با مهر تو يكباره فراموش مرا * دل ما را ستم سنگ‌دلى در كار است
* * *
عجب از جنس وفا آيدم و طالع خويش * كه درين شهر نگاريش خريدار آمد
* * *