ترك من ترك جفاجوى و مجو با ما جنگ * جنگ بگذار و به چنگ آر همى باده و چنگ
وقت آنست كه گه بربط و گه چنگ زنى * تو زنى چنگ و زنم من به سر زلف تو چنگ
حلقهء زلف تو شد تنگتر از چشم زره * نوك مژگان تو شد تيزتر از تير خدنگ
هيچكس دل نسپارد به چه بر بچهء ترك * هيچكس كام نجويد ز كه از كام نهنگ
* * *
اى كشيده برقعى از سنبل تر بر سمن * پسته اندر شهد دارى ناردان اندر لبن
مشك بر روى سمن دارى و عاج اندر شبه * طوطى اندر گلستان دارى و زاغ اندر چمن
تا قدت ديدم نديدم هيچ سرو اندر خرام * تا رخت ديدم نديدم هيچ ماه اندر سخن
مشترى در قوس دارى آفتاب اندر اسد * عقد پروين در دهان دارى سهيل اندر يمن
طرّهات مردمفريب و آهوانت شيرگير * مژهات خاراشكاف و مردمت مردمفكن
اوج اختر را فراز و مسند جم را طراز * روى بيضا را فروغ و فرق عصمت را مجن
و له
ختم شد بر دو محمد شاهى و پيغمبرى * زان عرب را افتخار و زين عجم را برترى
زان محمد رتبت اسلام در عزّ و شرف * زين محمد دولت قاجار در نيك اخترى