گرفتم شستوشو زاهد به زمزم كرد يا كوثر * نيارد شست آن نقشى كه بر لوح جبين دارد
* * *
جز به دشنام اگر يار نكرد از من ياد * جاى شكرست كه يكباره فراموش نكرد
سر دولت ز كجا ، بالش راحت ز كجا * با خيال تو اگر دست در آغوش نكرد
* * *
زخمى كه بر دل من از آن تير غمزه است * جز زخم ديگرش نبود مرهم دگر
* * *
با مزاج عاشقان غم سازگار افتاده است * چون غمش با ماست گو شاديش با اغيار باش
تا به كى بر فرق هر خار و خست بينم چو گل * يكدو روزى نيز ما را زينت دستار باش
* * *
ز تيغ و تير تو در خاك و خون شه و درويش * هنوز آن به نيام و هنوز اين در كيش
به پيش پاى سر از تيغ دشمن اولاتر * كه پيش دوست بمانى سر از خجالت پيش
* * *
من زنده و دارى تو سر كشتن اغيار * از رشك اگر جان برم از عار بميرم
* * *
فراق ديده گواهى دهد به صدق مقالم * كه من به زندگى خويش طعم مرگ چشيدم
به جان خريدم و نفروختم به عالمت آرى * به مفت مىندهم از كفت چو مفت خريدم