تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 75

مساهمون:

ص٧٥
گر دو روزى بىحضورت زندگيست * حاصل اين زندگى شرمندگيست كاش ز اول خواجگى قسمت نبود * چون نصيب ما در آخر بندگيست رفت تا فتحعلى شه از جهان * گشت آسان مرگ و مشكل زندگيست

22 بديع الزمان ميرزاى گوركانى جغتايى

فرزند ارجمند سلطان حسين ميرزا بايقرا حكمران ماوراءالنهر بوده بعد از فوت پدر از سپاه محمد خان اوزبك شيبانى مستأصل شده از جرجان به خدمت شاه اسماعيل ماضى صفوى آمده حسب الامر در تبريز متوقف شد هر روز مبلغ يك هزار تنگه يعنى ريال در وجه معاش و مخارج او مقرر بود در سنهء 920 كه سلطان سليم خان خواندگار به تبريز آمد او را به همراهى خود به اسلامبول برده بعد از چند ماه به مرض طاعون درگذشت ملك‌زاده‌اى دلير و دانا بود و شرح حالش را در تاريخ نوشته‌اند در هنگامى كه محمد مؤمن ميرزا پسرش در دست مظفر حسين ميرزا بن سلطان حسين بايقرا در حادثهء استرآباد كشته شد مرثيه‌اى به جهت او گفته و از آن جمله است :
وزيدى اى صبا برهم زدى گلهاى رعنا را * شكستى زان ميان شاخ گل نورستهء ما را

23 بهرام ميرزاى صفوى الحسينى

شاهزاده‌اى عظيم القدر و فرزند ارجمند شاه اسماعيل ماضى صفوى و برادر شاه‌طهماسب اكبر است كه در فتنهء القاص ميرزا حكمران همدان بوده است و به خلاف القاص ميرزا در ارادت كيشى شاه‌طهماسب مستقيم بوده الحاصل ملك‌زاده‌اى باكمال جمال و حسن اخلاق و حسن خط و
مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 75 | رضا قليخان هدايت