رويت [ و ] طبع و در سنهء 955 رحلت كرده و از اوست :
بهرام درين سراچهء پرشروشور * تا كى به حيات خويش باشى مغرور
كردست درين باديه صياد اجل * در هر قدمى هزار بهرام به گور
و له
حاصل خود گر چه عمرى بر سر دل كردهام * غير درد دل نمىدانم چه حاصل كردهام
24 بابر ميرزاى گوركانى
فرزند ميرزا عمر شيخ به سلطان ابو سعيد خان گوركانى ، در دوازدهسالگى به سلطنت رسيده در هندوستان استقلال يافته مدت سى و هشت سال در كمال استقلال پادشاهى كرده جامع حالات و كمالات بوده ، شرح حالش در تواريخ مسطورست . گاهى در تركى و فارسى شعرى مىفرموده ، از اوست :
نوروز و نوبهار و مى و دلبرى خوشست * بابر به عيش كوش كه عالم دوباره نيست
و له
باز آى اى هماى كه بىطوطى خطت * نزديك شد كه زاغ برد استخوان ما