تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 76

مساهمون:

ص٧٦
رويت [ و ] طبع و در سنهء 955 رحلت كرده و از اوست :
بهرام درين سراچهء پرشروشور * تا كى به حيات خويش باشى مغرور كردست درين باديه صياد اجل * در هر قدمى هزار بهرام به گور

و له

حاصل خود گر چه عمرى بر سر دل كرده‌ام * غير درد دل نمىدانم چه حاصل كرده‌ام

24 بابر ميرزاى گوركانى

فرزند ميرزا عمر شيخ به سلطان ابو سعيد خان گوركانى ، در دوازده‌سالگى به سلطنت رسيده در هندوستان استقلال يافته مدت سى و هشت سال در كمال استقلال پادشاهى كرده جامع حالات و كمالات بوده ، شرح حالش در تواريخ مسطورست . گاهى در تركى و فارسى شعرى مىفرموده ، از اوست :
نوروز و نوبهار و مى و دلبرى خوشست * بابر به عيش كوش كه عالم دوباره نيست

و له

باز آى اى هماى كه بىطوطى خطت * نزديك شد كه زاغ برد استخوان ما