وزارت أعلى و منصب پنجهزارى ممتاز گردانيد . پس از آن صوبهدارى كابل بر آن اضافه فرمود . هرگاه كه شاه جهان پادشاه رونقافروز سرير شهريارى گرديد ، خواجه را به منصب ششهزارى و صوبهدارى كشمير سرافراز ساخته ، ظفر خان را به نيابت پدر رخصت كشمير ارزانى داشت ، و بعد وفات خواجه صوبهء كشمير بالاستقلال با منصب سههزارى و علم و نقّاره به ظفر خان تفويض يافت . وى مدّتى بر كشمير حكمرانى كرده و ملك تبّت را هم مفتوح ساخته و اواخر عمر در دار السّلطنه لاهور رحل اقامت انداخت و در سنهء ثلث و سبعين و ألف به سفر آخرت پرداخت . صاحب فكر صائب و ذهن ثاقب بوده ، هميشه با ارباب فضل و كمال صحبت داشتى و نظر به تربيت و حمايتشان گماشتى . ميرزا صائب از مدّاحين اوست . اين چند بيت از نتايج طبع بلندش ترقيم يافته :
ديده زلف تو مگر بىسروسامانى ما * كه چنين گشته پريشان ز پريشانى ما
بسكه بر خاك درش ناصيه سوديم احسن * آيهء سجده توان خواند ز پيشانى ما
* * *
در بتان هند چون او دلبر خودكام نيست * رام رامم گرچه مىگويد ، و ليكن رام نيست
به تيغ بىنيازى تا توانى قطع هستى كن * فلك تا افكند از پا تو را ، خود پيشدستى كن
[ 40 ] [ ميرزا محمّد طاهر خان آشنا ]
صاحب طبع رنگين و فكر رسا ، عنايت خان ميرزا محمّد طاهر خان آشنا كه پسر