از افكار اوست :
دلم پر است ز خون ، بر لبم مزن انگشت * كه همچو شيشهء مى گريه در گلو دارم
[ 43 ] [ ادهم بيگ قزوينى ]
بزمآراى دقيقهسنجى و سخنآفرينى ، ادهم بيگ قزوينى كه شاعرى است تيزطبع و فكر بلند دارد . ادهم افكارش به ميدان سخن گرم جولانى است :
دل سوى لبت راه نمىبرد ، مه من ! * سر زد خط سبز تو و شد خضر ره من
[ 44 ] [ ميرزا احمد قزوينى ]
پسنديدهء اصحاب طبع متين ، ميرزا احمد از طبقهء ديالمهء قزوين كه نسبتش به مالك اشتر مىرسد ، كلامش دردانگيز است و اشعارش دلاويز . گويند تمام عمر به عشق و عاشقى پرداخته . از كلام عاشقانهء اوست :
ميسّر كى شود وصل تو ، اى آرام جان ! ما را * كه از خويشان تو را بيم است و از بيگانگان ما را
[ 45 ] [ خواجه محمّد امين كوسج كاشانى ]
مرد ميدان نكتهسنجى و سخنرانى ، خواجه محمّد امين كوسج كاشانى كه از عمايد آن ديار و اكابر ذى اعتبار است . اين رباعى از طبع رنگين او به ملاحظه درآمد :
گفتم كه دلم هست به پيش تو گرو * دل بازده ، آغاز مكن قصّهء نو