در دام محبّت منم آن مرغ اسير * كز شعلهء آه من قفس مىسوزد
[ 37 ] [ احمد بيگ اصفهانى ]
گلدستهء خوشبيانى ، احمد بيگ اصفهانى كه از وطن مألوف به عزيمت هند برآمده ، چندى در ممالك بنگاله تردّدات شايسته به كار برد . آخر به رهنمونى طالع به بارگاه شاه جهان رسيد و به سلك بندگان سلطانى منتظم گرديد . از كلام اوست :
از جنبش نسيم سحرگاه لالهها * بر يكدگر زدند چو مستان پيالهها
[ 38 ] [ محمّد قلى آصف قمى ]
بزمآراى نكتهسنجى و سخنفهمى ، محمّد قلى آصف قمى كه طبع بلند و اشعار دلپسند دارد ، در زمان شاه جهان به هند آمده ، همانجا مرحلهپيماى سفر آخرت گرديد .
اين مطلع از اوست :
شعلهايم امّا ز دود دل سيهپوشيم ما * چون چراغ لاله مىسوزيم و خاموشيم ما
[ 39 ] [ ظفر خان احسن ]
سرحلقهء ارباب سخن ، ظفر خان احسن كه پدر بزرگوارش خواجه ابو الحسن تربتى خراسانى در عهد اكبر پادشاه وارد هند گشته ، به وزارت شاهزاده دانيال و مدار المهامى دكن امتياز يافته ، و چون جهانگير پادشاه اورنگآراى سلطنت گشت ، خواجه را از دكن طلبيده ، اوّل به تقرّر خدمت ميربخشىگرى سرفرازى بخشيد و آخر به تفويض عهدهء