تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرهء نتائج الافكار ( فارسي ) — صفحة 777

مساهمون:

ص٧٧٧
با شوخى تو ، آه ! چه شد آكند كسى ؟ * فرصت نمىدهد كه گره واكند كسى
* * *
فلك را نيست هرگز بر دل‌افگار ما رحمى * به چاك سينهء گندم ندارد آسيا رحمى
ترجيع‌بند
اى زلف تو عنبرين كمندى ! * در عهد تو هر دلى به بندى اى سروقد ! از كدام باغى ؟ * پست است بر تو هر بلندى حسن نمكينت ار نبودى * اين شور كه در جهان فكنى ؟ شيرينى و تلخيت چه گويم ؟ * آميخته با گلاب قندى كرد آنچه غم تو با دل من * گرگى نكند به گوسفندى گر پيش تو قدر عشق اين است * ان‌شاءالله بعد چندى بنشينم و ترك عشق گويم * دست از تو به آب ديده شويم شب نيست كه روز محشرم نيست * هنگامهء درد بر سرم نيست شمشير مكش مرا مترسان * دل‌باخته‌ام غم سرم نيست از من احوال در چه پرسى ؟ * او در بر توست ، در برم نيست از تاب غم تو رشته‌آسا * جانى در جسم لاغرم نيست زارى به تو سيمبر چه حاصل ؟ * زر مىبايد ، ميسّرم نيست چون دانستم كه بخت گمراه * هرگز سوى وصل رهبرم نيست بنشينم و ترك عشق گويم * دست از تو به آب ديده شويم اى آنكه تو را به من صفا نيست ! * قربان شومت ، بگو چرا نيست ؟