تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرهء نتائج الافكار ( فارسي ) — صفحة 778

مساهمون:

ص٧٧٨
ناخن به دلم مزن ز شوخى * اين ساز شكسته را صدا نيست افتاده دو صد گره به كارم * افسوس كه يك گره‌گشا نيست گفتى به سرت بلا فرستم * بىرحمى تو مگر بلا نيست ؟ كردم بسيار امتحانت * ديدم كه تو را سر وفا نيست اكنون كه يقين خاطرم شد * كاين دل متحمّل بلا نيست بنشينم و ترك عشق گويم * دست از تو به آب ديده شويم اى واى كه روزگار برگشت * امسال بتر ز پار برگشت آن تيغ كه خون عالمى ريخت * از گردن من ز عار برگشت فرياد كه كشتى اميدم * صد مرتبه از كنار برگشت چون خاطر نازك تو بىهيچ * زين بندهء خاكسار برگشت بنشينم و ترك عشق گويم * دست از تو به آب ديده شويم بر روى تو كس نظر نينداخت * كآتش به دل و جگر نينداخت آن كيست كه پيش تيغ جورت * تسليم نگشت و سر نينداخت آن كشته منم كه قاتل من * بر تربت من گذر نينداخت كى تيغ تو شد علم كه خورشيد * لرزان‌لرزان سپر نينداخت عشق تو به روى بستر غم * كس را از من بتر نينداخت چون چشم سيه‌دل تو گاهى * از لطف به من نظر نينداخت بنشينم و ترك عشق گويم * دست از تو به آب ديده شويم دل در هوس تو خانمان سوخت * چون هيچ نماند جسم و جان سوخت