تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرهء نتائج الافكار ( فارسي ) — صفحة 776

مساهمون:

ص٧٧٦
تو جلوه مفت كجا مىكنى به چشم كسى ؟ * تويى كز آينه هم چشم رونما دارى
* * *
سپردم دل به دست آن نگار از سادگى ، لكن * ندانستم كز آن دست حنايى خون شود روزى به طفلى حسن روزافزون او را ديده ، دانستم * كه اين مهپاره از خوبى ز مهر افزون شود روزى
* * *
تويى كه شوخى حسنت نمىدهد آرام * به دل قرار نگيرى ، به ديده جا نكنى
* * *
ميسّر هركسى را كى شود با يار سرگوشى * مگر با آن خدنگ‌افكن كند سوفار سرگوشى كدامين دودمان را مىزند برهم ، نمىدانم * كه با وى زلف كافر مىكند بسيار سرگوشى دل پردرد مىخواهم كه همچون شيشه با ساغر * كنم روزى به او با ديدهء خونبار سرگوشى
* * *
يك نگه آيينه ديدى ، مبتلاى خود شدى * اى بلاگردان نازت ! چون بلاى خود شدى ؟
* * *
صبا با زلف يار من چه كردى ؟ * زدى برهم ، قرار من چه كردى ؟ مكدّر گر نگردى ، با تو گويم * كه با مشت غبار من چه كردى ؟
* * *
تذكرهء نتائج الافكار ( فارسي ) — صفحة 776 | محمد قدرت الله گوياموى