تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرهء نتائج الافكار ( فارسي ) — صفحة 779

مساهمون:

ص٧٧٩
تو شمع كدام دودمانى * داغ تو هزار دودمان سوخت عشقت ز در دلم درآيد * اسباب طرب يگان‌يگان سوخت آبى بفشان بر آتش من * ز آن پيش كه بشنوى فلان سوخت چون داغ تو ، اى بلاى جان‌ها ! * زين بيش به دل نمىتوان سوخت بنشينم و ترك عشق گويم * دست از تو به آب ديده شويم بشتاب ! كه مىرود جوانى * درياب ! كه رفت زندگانى حال من ناتوان خراب است * تعميرم كن كه مىتوانى زين پيش سبك نمىتوان شد * از كوى تو مىبرم گرانى بالاى تو را كند زمين‌بوس * از دور بلاى آسمانى از گوشهء چشم زهر پاشى * وز كنج دهن شكرفشانى چون نيست اميد اينكه با من * بنشينى و آتشم نشانى بنشينم و ترك عشق گويم * دست تو از آب ديده شويم

[ 509 ] [ شيخ نوازش محيى الدّين وامق بلگرامى ]

عذارى شهرستان رنگين كلامى ، شيخ نوازش محيى الدّين وامق ، كه از شيوخ فاروقى است ، به ذهن رسا در كتب فارسى استعداد لايقه به هم رسانده و در مشق سخن از تلامذهء مير نوازش على فقير است . آخر الأمر اواخر مائة ثانى عشر مرحله‌پيماى سفر آخرت گشت . از اوست :
تذكرهء نتائج الافكار ( فارسي ) — صفحة 779 | محمد قدرت الله گوياموى