تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرهء نتائج الافكار ( فارسي ) — صفحة 769

مساهمون:

ص٧٦٩
نيك داشت . آخر الأمر در سنهء ثلث و تسعين و مائة و ألف دار فانى را گذاشت . اين چند بيت از كلام اوست :
سيه‌كارى نمايد سنگدل از عزّ و شان پيدا * نگين را روسياهى گردد از نام و نشان پيدا
* * *
خورد ز خط لب يار پيچ‌تاب دلم * ز دود آتش ياقوت شد كباب دلم
* * *
گر بود مخفى ز ناقص فطرتان قدرم ، بجاست * پيش اين جهل آشنايان معنى بيگانه‌ام

[ 508 ] [ شيخ نور الدّين واقف لاهورى ]

كليد گنجينهء معارف ، شيخ نور الدّين واقف ، كه اصلش از قصبهء بتاله ، من متعلّقات دار السّلطنه لاهور است ، كه به مسافت سى گروهى جانب شرقى واقع گشته ، عهدهء قضاى آن قصبه به اسلافش از قديم الايّام متعلّق بوده . پدر بزرگوارش قاضى امانت اللّه هم به همان خدمت قيام داشته . شيخ در مبادى حال به تحصيل علوم ضروريه پرداخته ، قدم به وادى سخن نهاد و به طبع نقّاد و ذهن وقّاد در مراتب نظم داد خوش‌كلامى داد . اشعار آبدارش قدر لؤلوئى شاهوار را كاسته و خيالات نزاكت آياتش گلشن گفتار را به رنگ تازه آراسته . كلام دلپذيرش يكسر سوز و گداز است و افكار بىنظيرش به فصاحت و بلاغت همراز . معهذا ذات برگزيده صفاتش لذّت عرفان بر مذاق قسمى كه بايدوشايد داشت و به روش پسنديده دقيقه‌اى از دقايق حسن اخلاق با خويش و بيگانه نامرعى نمىگذاشت . فىمابين او و شاه عبد الحكيم حاكم اتّحاد قلبى بود . به اتّفاق يكديگر به عزم سياحت دكن
تذكرهء نتائج الافكار ( فارسي ) — صفحة 769 | محمد قدرت الله گوياموى