تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرهء نتائج الافكار ( فارسي ) — صفحة 766

مساهمون:

ص٧٦٦
حيات در هند صدرآراى امارات بوده و سواى غم مفارقت خديجه سلطان ، معشوقهء خود ، المى نداشت . در فنون نظم عارج معارج فصاحت است و سالك مسالك بلاغت . طبع شريفش گنجينهء جواهر معانى و فكر لطيفش خزينهء نقود خوش‌بيانى . منظوماتش به ادابندى مضامين تازه دلپذير است و منشوراتش به ايراد عبارات پاكيزه بىنظير . از آنجا كه كلام فصاحت نظامش بيشتر حاليه واقع گشته ، نمك‌پاش جراحت دردمندان است و گفتار شكربارش روح‌افزاى بلندطبعان . از تأليفاتش ديوانى است مضامين رنگين را ترجمان و تذكره‌اى است موسوم به رياض الشّعراء نظارت‌بخش ديدهء سخن‌سنجان . آخر الأمر در شاه‌جهان‌آباد سنهء سبعين و مائة و ألف به دار بقا شتافت . اين چند بيت از كلام دردانگيزش نگارش يافت :
دلدار بىمروّت نامهربان ما * هرگز نداد گوش به آه و فغان ما واله ! چو آتشى كه بماند ز كاروان * باشد به كوى او دل سوزان نشان ما
* * *
با همه آتش‌زبانىها به بزمش همچو شمع * شكوه‌ها در زير لب داريم و خاموشيم ما
* * *
چو شمع قصّهء شوقم به انتها نرسيد * دميد صبح و مرا با تو گفتگو باقى است چو گردباد به گرد سرت نگرديدم * شدم غبار و همان در دل آرزو باقى است
* * *
پيش من يك شب نشد آن يار مه‌پيكر سپيد * زان سبب چشمم بود از گريه چون اختر سپيد
تذكرهء نتائج الافكار ( فارسي ) — صفحة 766 | محمد قدرت الله گوياموى