تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرهء نتائج الافكار ( فارسي ) — صفحة 759

مساهمون:

ص٧٥٩

[ 501 ] [ ميرزا حسن واهب اصفهانى ]

مورد مواهب رحمانى ، ميرزا حسن واهب اصفهانى ، كه در اصفهان نشو و نما يافته ، همان‌جا به كسب كمالات پرداخت و آخر كار به منصب وزارت يزد سر برافراخت . در نظم‌پردازى هم طبع موزون داشت و به وقت موعود دار فانى را گذاشت . از اوست :
آتش افسرده‌اى از كاروان وامانده‌ام * همرهان رفتند و خاكسترنشينم كرده‌اند
* * *
دوش در ميخانه يك جام شرابم زنده كرد * ماهىاى بودم به خاك افتاده ، آبم زنده كرد

[ 502 ] [ شيخ عبد الواحد وحدت سهرندى ]

عندليب گلشن توكّل ، شيخ عبد الواحد ، معروف به شاه‌گل ، كه وحدت تخلّص مىكند ، نوادهء مجدد ألف ثانى سهرندى است . بر جادهء فقر و قناعت ثابت‌قدم بود و در شغل ذكر و فكر راسخ‌دم . گاه‌گاه ملتفت به شعر و سخن مىشد و تا آخر حيات به دهلى كهنه گذرانيد ؛ و در سنهء سادس و عشرين و مائة و ألف به دار عقبى آرميد . از طبع رنگين اوست :
جلوه‌گاه شمع رويش دوش اين كاشانه بود * پرده‌هاى ديده فانوس و نگه پروانه بود
* * *
به روز واقعه تابوتم از چنار كنيد * كه برده‌ايم ز باغ جهان تهيدستى
رباعى
آن تيغ كه زندگى از او در خلل است * آتش‌فكن خرمن طول امل است هم تشنهء خون خلق و هم موج بلاست * هم دست قضا و هم زبان اجل است
تذكرهء نتائج الافكار ( فارسي ) — صفحة 759 | محمد قدرت الله گوياموى