نپندارى كه سر زد از دو جانب خطّ دلجويش * كه پيدا گشت عكس آبرو ز آيينهء رويش
* * *
لختى برد از دل ، گذرد هركه ز پيشم * من قاشفروش دل صدپارهء خويشم
* * *
بسكه زرد و ناتوان از دود آه خود شدم * صندل پيشانى بخت سياه خود شدم
* * *
نرود ياد تو از خاطر افكار برون * بوى گل را نتوان برد ز گلزار برون
* * *
راضى به مهربانى كس نيست خوى من * پرواز رنگ گرد ز روى من
[ 500 ] [ ميرزا شاه تقى واحد اصفهانى ]
عندليب چمنستان خوشبيانى ، ميرزا شاه تقى واحد اصفهانى ، كه از سادات عظام آن ديار است و در سخنسنجى پسنديدهء فصحاى روزگار . مدّتى به سرانجام مهمّات گيلان و مشهد مقدّس مأمور و به احقاق حق و رفاه خلايق مشهور بوده . اين دو بيت از او به ملاحظه درآمده :
اى نور ديده ! رفتى و بىنور ديده ماند * مژگان چو آشيانهء مرغ پريده ماند
* * *
نهادهام چو سگان سر بر آستانهء تو * فرشته را نگذارم به گرد خانهء تو