تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرهء نتائج الافكار ( فارسي ) — صفحة 74

مساهمون:

ص٧٤

[ 33 ] [ ملّا اجرى ]

معدن سخن‌گسترى ، ملّا اجرى كه از سادات عالىدرجات يزد است ، طبعش به نظم‌پردازى آراسته و سخن‌طرازى پيراسته . از اوست :
به مى كشى ز من آن مه ، دل خراب گرفت * پياله داد به دست من و كباب گرفت
* * *
آهم چو سرو در چمن روزگار ماند * اين مصرع بلند ز من يادگار ماند

[ 34 ] [ ملّا اوجى نظيرى ]

شمع‌افروز كاشانهء روشن ضميرى ، ملّا اوجى نظيرى كه از طبع بلند به اوج سخى آراى سركشيده با حسن خان شاملو ، حاكم هرات ، حسن اتفاق داشت و قصائد غرّا در مدح او نگاشت . اين چند بيت از اشعار آبدار اوست :
صفاى روى عرقناك يار را نازم * كه صلح داده به هم آفتاب و شبنم را
* * *
ساغر به غير داد و ز رشكم خراب ساخت * آتش به ديگرى زد و ما را كباب ساخت
* * *
كى به آرايش و پيرايهء ما مىآيد * آنكه در آينه يك جلوه به صد ناز كند
رباعى
از نعمت منعمان اين دير خراب * اوجى ! پرهيز كن ، چو زاهد ز شراب دنيا دنياست ، منّت يك لب نان * دريا دريا است ، خجلت يك‌دم آب