رباعيات
اين عمر به باد نوبهاران ماند * اين عيش به سيل كوهساران ماند
زنهار چنان مزى كه بعد از مردن * انگشت گزيدنى به ياران ماند
* * *
تا در جسد مدينه جسمت شده جان * دين تو گرفت قاف تا قاف جهان
در لفظ « مدينه » بين كز اعجاز تو چون * مه شق شده و گرفت دين را به ميان
[ 32 ] [ مير محمّد باقر داماد اشراق ]
بحر موّاج معقول و منقول ، درّة التّاج فروع و اصول ، مشرق انوار طبع نقّاد ، محمّد باقر داماد ، متخلّص به اشراق كه صيت كمالاتش اطراف و اكناف عالم را فراگرفته و صلاى اوصاف ذات فيض آياتش در ششجهت گيتى رفته . به مصاهرت شاهعباس ماضى صفوى سرفراز ، و به عزّت و اعتبار در معاصرين خود ممتاز بود ؛ و در سنهء ستّ و ثلاثين و ألف جهان فانى را بدرود نمود . از نتايج افكار اوست :
رباعيات
اشراق ! دل از غم بتان شاد مكن * بتخانه ز سنگ كعبه آباد مكن
اين دير فنا را سر آبادى نيست * رو در ره سيل ، خانه بنياد مكن
و له
اى عشق مگر مايهء بود آمدهاى * از سرتاپا تمام سود آمدهاى
نقصان به تو از چشم بد كس مرساد * كآرايش دوكّان وجود آمدهاى