سلطانى متوجّه جانب كابل بود از اين جهان گذران درگذشت و در حسن ابدال مدفون گشت . از طبع سليم اوست :
خشمگين باز سوى اهل وفا مىآيى * اى مه اوج ملاحت ! ز كجا مىآيى ؟
بينمت گرمتر از آه ، روانتر از اشك * ظاهرا از دل و از ديدهء ما مىآيى
[ 29 ] [ يلقلى بيك انيسى شاملو ]
انيس بزم فصاحت و جليس خلوتكدهء بلاغت ، يلقلى بيك انيسى شاملو ، مرد نكتهسنج و سخنگو است . از ايران به سياحت هند رسيده و در خدمت نوّاب خان خانان مدّتى آرميده و به نواز شاه نمايان كامياب گرديده . وفاتش در برهانپور سنهء ثلث عشر و ألف به ظهور رسيد . از اشعار آبدار اوست :
طى مىشود اين ره به درخشيدن برقى * با بىخبران منتظر شمع و چراغيم
* * *
وفا آموختى از ما ، به كار ديگران كردى * ربودى گوهرى از ما ، نثار ديگران كردى
رباعى
من مست محبّتم ، شرابم مدهيد * در آتشم افگنده و آبم مدهيد
گر شكوه كنم و گر عتاب آغازم * با اوست حديث من ، جوابم مدهيد
[ 30 ] [ جلال الدّين محمّد اكبر پادشاه ]
خسرو جهانپناه ، جلال الدّين محمّد اكبر پادشاه بن امير همايون كه در سنهء دوازدهسالگى جلوهافروز تخت سلطنت دهلى گشته ، پنجاه و دو سال به كمال قوّت و استقلال