تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرهء نتائج الافكار ( فارسي ) — صفحة 732

مساهمون:

ص٧٣٢
ز فرق تا قدمش هركجا نظر فكنى * كرشمه دامن دل مىكشد كه جا اينجاست
* * *
زين پيش شيشهء دل ما هم ز سنگ بود * بىنسبت آشنا دل ما با دل تو نيست
* * *
در آرزوى نثار قدوم تو همه‌شب * گهرفروش دو چشم مرا دكان باز است
* * *
ز بس‌كه گشته‌ام از درد انتظار ضعيف * نگاه را به رخت قوّت رسيدن نيست
* * *
دوش بر سوز دل خويش براتم دادند * سر چو شمعم ببريدند و حياتم دادند
* * *
كو زخم عاشقانه كه در جلوه‌گاه حسن * صد چاك دل به تار نگاهى رفو كنند
* * *
رسوا منم ، و گرنه تو صد بار در دلم * رفتى و آمدى كه كسى را خبر نشد
* * *
نيازارم ز خود هرگز دلى را * كه مىترسم در آن جاى تو باشد
* * *
من آن صيدم كه هركس را نظر بر حال من افتد * ز بس زخم دلم كارىست ، بر دنبال من افتد
* * *
به بدى در همه جا نام برآرم كه مباد * خون من ريزى و گويند سزاوار نبود
* * *
ز آن شب كه يار كرده نگاهى به‌سوى دل * ديگر به‌سوى خويش نديديم روى دل