تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرهء نتائج الافكار ( فارسي ) — صفحة 729

مساهمون:

ص٧٢٩
محتسب دى خم شكست و آب آتشناك ريخت * خاك من بر باد داد و خون من بر خاك ريخت
* * *
باد از يار خبر بر دل ناشاد آورد * اعتمادى نتوان بر سخن باد آورد
* * *
مرا هر شب چو دزدان خواب گرد چشم تر گردد * دلم را با غمت بيدار بيند ، باز برگردد

[ 476 ] [ ملّا نوعى خبوشانى « 1 » ]

آشناى محيط نكته‌دانى ، ملّا نوعى خبوشانى ، كه گنجينهء انواع فنون بوده و خزينهء كلام فصاحت مشحون . در بدايت حال به شاهزاده دانيال بن اكبر پادشاه توسّل به هم رسانيده و مادام حياتش به جمعيّت خاطر و اعتبار تمام‌تر گذرانيده . پس از آن به ظلّ رأفت خان خانان درآمد و قصايد و ساقىنامه در مدح او به رقم درآورده ، اكثر به صلات خاطرخواه كامران گشت . اين قطعه در ساقىنامهء او بس نيكو واقع گشته :
بده ، ساقى ! آن ارغوانى نبيد * كه دور خرابان به پايان رسيد بگردان ز ره عمر برگشته را * چو شاه نجف روز شب گشته را
آخر الأمر در برهانپور ، سنهء تسع عشر و ألف قدم به جادهء فنا نهاد . اين چند بيت از كلام اوست :
ما عاشق و جز خانه‌خرابى فن ما نيست * خصم است به خود هركه به جان دشمن ما نيست
* * *
هامش
( 1 ) . نسخه : جنوشانى .
تذكرهء نتائج الافكار ( فارسي ) — صفحة 729 | محمد قدرت الله گوياموى