اى بىخبر اين شكل موهّم هيچ است * وين دايرهء سطح مجسّم هيچ است
خوش باش كه در نشيمن كون و فساد * وابستهء يكدميم و آن هم هيچ است
[ 472 ] [ مولانا نظام استرآبادى ]
ناظم ملك سخن ايجادى ، مولانا نظام استرآبادى ، كه در مبادى حال فكر معمّا مىنمود و بعد از آن طبع بلندش به اقسام نظم خوش افتاد و به تلاش مضامين برجسته و خيالات رنگين داد خوشكلامى مىداد . بيشتر به مدح ائمهء عظام - عليهم السّلام - پرداخته و به تحصيل مثنويات اخروى در ساخته . آخر كار در سنهء احدى و عشرين و تسعمائه رهنورد عالم بقا گشت . دخترش در طلب سنگبنا بر قبر او به يكى از ممدوحين وى قطعهاى نيكو نوشته :
سرفراز نظام سحر كلام * داشت در جان و دل محبّت تو
ازچهرو مانده قبر او بىسنگ ؟ * عجبم آيد از مروّت تو
در زمان حيات چون نكشيد * منّت ديگر آن به دولت تو
در ته خاك نيز آن بهتر * كه بود زير بار منّت تو
اين دو بيت از كلام با نظام اوست :
كسى ز محنت شبهاى ما خبر دارد * كه همچو صبح نهان داغ بر جگر دارد
چو خس فتاده به خاكيم ، لكن آب سرشك * اميد هست كه ما را ز خاك بردارد
[ 473 ] [ ابو المكارم نرگسى ابهرى ]
آشفتهء دقيقهرسى ، ابو المكارم نرگسى ، كه اصلش از ابهر است ، در سخنپردازى طبع