كه به ايماى طغرل ارسلان سلجوقى گفته ، در جلدوى آن چهارده قريه به طريق سيورغال مقرّر گشته و در سنّ وفات شيخ اقوال مختلف به نظر آمدند . اصحّ اين است كه اسكندرنامه در سنهء پانصد و نود و هفت به اتمام رسانيده ؛ چنانچه اين بيت خاتمهء كتاب :
به تاريخ پانصد نود هفت سال * كه خواننده را زو نگيرد ملال
بر آن دالّ است و بعد اتمام آن پنج سال ديگر زيسته ؛ چنانچه در صبح صادق نوشته ، در اين صورت وفات شيخ در سنهء اثنين و ستّمائة واقع گشته ، و اللّه اعلم بحقيقت الحال . اين چند بيت از كلام بركت نظام او ثبت افتاد :
هزار بار به جان آمده است كار مرا * نكشت عشق تو ، الّا يكى هزار مرا
* * *
با تو پديد مىكنم حال تباه خويش را * تا تو نصيحتى كنى چشم سياه خويش را
رباعى
گر آه كنم ، كجاست فريادرسى ؟ * ور صبر كنم ، عمر نمانده است بسى
بر ياد تو مىزنم به هردم نفسى * كس را ندهد خداى سوداى كسى
[ 470 ] [ سيّد شاه نعمت اللّه ولى كرمانى ]
محرم اسرار خفى و جلى ، سيّد شاه نعمت اللّه ولى ، كه اصلش از بخاراست . لقب مباركش نور الدّين و نسب والايش به امام موسى كاظم - على آبائه و عليه الصّلوات و السّلام - مىرسد ؛ و وى از مريدان امام ابو عبد اللّه يافعى است و از مجاهدات و رياضات شاقّه كار به جايى رسانيد كه از اكابر مشايخ روزگار و عرفاى نامدار گرديد .
كشف و كراماتش ظاهر است و خوارق عاداتش باهر . هرچه از پيش سلاطين و امرا به طريق هديه مىرسيد ، به ما يحتاج فقرا و مساكين صرف مىگرديد .