هركجا خسرويست در عالم * جان شيرين براى او دارد
نعمت اللّه با چنين نعمت * چشم جان بر عطاى او دارد
* * *
آن لحظه كه جان در تتق غيب نهان بود * در ديدهء ما نقش خيال تو عيان بود
بوديم نشانكردهء عشق تو در آن حال * هرچند در آن وقت نه نام و نه نشان بود
* * *
دل كشتى خداست به درياى معرفت * لطف خدا سزد كه بود ناخداى دل
* * *
اى جمالت مدام شاهد چشم ! * وى خيالت هميشه منظر دل !
زنده دل كن به بادهء نابم * كز شراب است نور ساغر دل
* * *
عاشق روى نازنين توام * واله زلف عنبرين توام
[ 471 ] [ خواجه نصير الدّين طوسى ]
شايستهء خطاب جالينوسى ، خواجه نصير الدّين طوسى ، كه از مشاهير علماى اماميّه است ، در علوم عقليّه دستگاه بايسته و مهارت تمام داشت و در ديگر علوم و فنون به روزگار خود علم يكتايى مىافراشت . قدرت علميهاش از تصانيف مشهورهء او كه در اقطار عالم داير و ساير است ، نيكو ظاهر و زور طبيعتش به انكشاف دقايق مشكله فنون متنوّعه باهر . حكّام و سلاطين عصر به احترام او مىپرداختند و به خدمت چنگيز خان هلاكو اعتبار تمام داشته . آخر الأمر در سنهء احدى و سبعين و ستّمائة دار فانى را گذاشته .
اين رباعى از كلام متين اوست :