تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرهء نتائج الافكار ( فارسي ) — صفحة 712

مساهمون:

ص٧١٢
به دل تا گشت روشن شمع عشق آتشين‌رويى * به رنگ شعلهء جوّاله خود پروانهء خويشم
* * *
گل‌رخى ، سروقدى ، سيم‌برى پيدا كن * شبنم‌آسا به غمش چشم ترى پيدا كن
* * *
سينه واكرده چو گل سرخوش ناز آمده‌اى * اى منت بنده ! چه خوش بنده‌نواز آمده‌اى ! گرنه آتش به دلت شمع رخى زد ، ماجد ! * از چه امروز به صد سوز و گداز آمده‌اى ؟
* * *
مىخورده را باده بود چار اندكى * واكردنى است بند قبا ، يار ! اندكى
* * *
پى تسليم از خطّ شعاعى هر سحر ، ماجد ! * گذارد بر زمين خورشيد پيش يار من دستى
* * *
چسان بىگريه واسازم به رويت پنجهء مژگان * نمىبايد زدن جانا ! به مصحف بىوضو دستى
* * *
قبا چاك و پريشان زلف و مخمورانه مىآيى * كجا بودى شب ، اى مه ! از كدامين خانه مىآيى ؟
* * *