[ 438 ] [ ملّا معنى كشميرى ]
پيرايهء روشنضميرى ، ملّا معنى كشميرى ، كه قوّت سامعه نداشت ، فأمّا هرچه از انگشت بر صفحهء هوا مىانگاشتند ، دريافته ، فورا به جوابش مىپرداخت . در نظمپردازى هم فكر نيكو و طبع نزاكتپسند داشته . اين بيت از كلامش به ملاحظه رسيد :
صداى دل طپيدن از شكست رنگ مىآيد * زبان خامشى در پرده رسوا مىكند ما را
[ 439 ] [ مولانا مخفى رشتى لاهيجانى ]
واقف رموز نكتهسنجى و سخندانى ، مولانا مخفى رشتى لاهيجانى ، كه مرد نحيف و بس حقيرجثّه بود و در سخنپيرايى طبع خوشى و قوّت تمام داشت و به مداومت كوكنار مردم او را كوكنارى مىگفتند . در خدمت امام قلى خان حاكم فارس به عزّت و اعتبار تمامتر به سر مىبرد و نزد او خيلى جا پيدا كرده بود ؛ حتّى كه در مجلس وى بىتكلّف به شرب كوكنار مىپرداخت . روزى خان موصوف نظر به سخافت او گفت كه كثرت كوكنار چيزى از تو باقى نگذاشت . در جواب گفت : اين حرف بر كوكنار نيست ، دستور است كه اكثر كتّاب روزگار بر عنوان صحايف مىنگارند ، مخفى نماند . پس بااينهمه ادعيه اگر به اين حال ماندهام غنيمت است . اين چند بيت از كلام لطيف اوست :
درون سينهام آتش چنان گرفت قرار * كه آه در جگر و ناله در دهن مىسوخت
شهيد عشق تو را شب به خواب مىديدم * كه همچو شعلهء فانوس در كفن مىسوخت