دل جانب گلشنم به بوى تو كشد * گل بيند و آرزوى روى تو كشد
شب با سگ كويت چو همآغوش شوم * من نالم و تهمت سگ كوى تو كشد
[ 436 ] [ مولانا مفيد بلخى ]
طرّاح طرز سديد ، مولانا مفيد ، كه اصلش از بلخ است ، در نظمپردازى ممتاز و كلامش به فصاحت دمساز است . به حليهء فنون نكتهسنجى آراسته بود و از خطّهء توران همچون وى شاعرى كم خاسته . در عهد شاهجهانى به هند برخورد و فوائد كثيره برداشت و اوايل جلوس عالمگيرى در ملتان سنهء خمس و ثمانين و ألف تن به قضا در داد . از كلام متين اوست :
ز بسكه كرد پريشان غبار خطّ توام * نفس چو نال قلم گشت تار تار مرا
* * *
گويا به راه باديه دامى كشيدهاند * دارند بسكه چشم به راهت غزالهها
* * *
باشد مدار هستى ما بر خروش ما * ما چشمهايم ، آب حيات است جوش ما
اسرار ماست بر همه روشن ز خامشى * آيينه است مهر دهان خموش ما
شكست شيشهء دل از خمار در بر ما * حباب عالم آب است بىتو ساغر ما
* * *
به آن چشم سيه نسبت ندارد * ز سر ما تا به او يك ميل راه است
* * *
رفو زياده كند زخم دردمند تو را * به چاك سينهء من بخيه موج سوهان است
* * *