تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرهء نتائج الافكار ( فارسي ) — صفحة 660

مساهمون:

ص٦٦٠

[ 425 ] [ حسن بيگ مقيمى تبريزى ]

صاحب طبع سليم و طبع تيز ، حسن بيگ مقيمى ساكن تبريز ، كه از ايل بهارلو است و توحّد قوميّت با عبد الرّحيم خان خانان داشت . در زمان اكبر پادشاه رخت به هند كشيد و فيض سعادت‌اندوزى عتبهء سلطنت دريافته ، حسب الحكم فيض‌شيم به خدمت خان خانان كه در آن ايّام به مهمّ دكن مأمور بود ، شتافت و به همان‌جا اوايل مائة حادى عشر وفات يافت ؛ و مقيمى « حسن » هم تخلّص مىكرد و شاهد سخن را با حسن اساليب جلوه مىداد . اين چند بيت از كلام اوست :
ز بخت بد تمامى عمر پيش نوگلى خوارم * كه از بستان سراى هر دوعالم چيده‌ام او را
* * *
به خونت تشنه مىبينم ، دلا ! نامهربانى را * كه دشمن كرده‌اى از بهر او با خود جهانى را
* * *
در حيرتم كه بىتو چسان مىبرد به سر * بيچاره‌اى كه خو به وصال تو كرده است ؟ !
* * *
به فردا وعده زان رو مىدهد يار * كه مىداند شب ما را سحر نيست

[ 426 ] [ ملّا مسعود اصفهانى ]

مشغوف سخندانى ، ملّا مسعود اصفهانى ، كه مرد خوش‌فكر و نيكو تلاش بوده و در تاريخ‌دانى هم مهارت تامّه داشت . از اصفهان سرى به هند كشيد و به علّت نامساعدت طالع ناكام به وطن برگشت . اين دو بيت از افكار اوست :
كاهيده بس‌كه آتش عشق بتان مرا * چون شمع در گلو گره افتاد جان مرا
تذكرهء نتائج الافكار ( فارسي ) — صفحة 660 | محمد قدرت الله گوياموى