تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرهء نتائج الافكار ( فارسي ) — صفحة 657

مساهمون:

ص٦٥٧
چون خون حلق تشنهء او بر زمين رسيد * جوش از زمين به ذروهء عرش برين رسيد نخل بلند او چو خسان بر زمين زدند * طوفان به آسمان ز غبار زمين رسيد باد آن غبار چون به مزار نبى رساند * گرد از مدينه بر فلك هفتمين رسيد يك‌بار جامه در خم گردون به نيل زد * چون اين خبر به عيسى گردون‌نشين رسيد پر شد فلك ز غلغله چون نوبت خروش * از انبيا به حضرت روح الامين رسيد كرد اين خيال وهم غلطكار ، كآن غبار * تا دامن جلال جهان‌آفرين رسيد هست از ملال گرچه برى ذات ذوالجلال * او در دل است هيچ دلى نيست بىملال ترسم جزاى قاتل او چون رقم زنند * يك‌باره بر جريدهء رحمت قلم زنند ترسم كزين گناه شفيعان روز حشر * دارند شرم كز گنه خلق دم زنند دست عتاب حق به درآمد ز آستين * چون اهل بيت دست بر اهل ستم زنند آه از دمى كه با كفن خون‌چكان ز خاك * آل على چو شعلهء آتش علم زنند فرياد از آن زمان كه جوانان اهل بيت * گلگون كفن به عرصهء محشر قدم زنند جمعى كه زد به هم صفشان شور كربلا * در حشر صف‌زنان صف محشر به هم زنند از صاحب حرم چه توقّع كنند باز * آن ناكسان كه تيغ به صيد حرم زنند پس بر سنان كنند سرى را كه جبرئيل * شويد غبار گيسويش از آب سلسبيل بر حرب‌گاه چون ره آن كاروان فتاد * شور نشور واهمه را در كمان فتاد هم بانگ نوحه غلغله در شش‌جهت فكند * هم گريه در ملائك هفت‌آسمان فتاد هرجا كه بود آهويى ، از دشت پا كشيد * هرجا كه بود طايرى ، از آشيان فتاد هرچند بر تن شهدا چشم كار كرد * بر زخم‌هاى كارى تير و سنان فتاد ناگاه چشم دختر زهرا در آن ميان * بر پيكر شريف امام زمان فتاد