تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرهء نتائج الافكار ( فارسي ) — صفحة 659

مساهمون:

ص٦٥٩
تن‌هاى كشتگان همه در خاك و خون نگر * سرهاى سروران همه بر نيزه‌ها ببين آن سر كه بود بر سر دوش نبى مدام * يك نيزه‌اش ز دوش مخالف جدا ببين و آن تن كه بود پرورشش در كنار تو * غلطان به خاك معركهء كربلا ببين يا بضعة الرّسول ز ابن زياد داد * كاو خاك اهل بيت رسالت به باد داد اى چرخ ! غافلى كه چه بيداد كرده‌اى ؟ * وز كين چه‌ها در اين ستم ايجاد كرده‌اى ؟ اى زادهء زياد ! نكرده است هيچ‌گه * نمرود اين عمل كه تو شدّاد كرده‌اى كام يزيد داده‌اى از كشتن حسين * بنگر كه را به قتل كه دل‌شاد كرده‌اى ؟ ! بهر خسى كه بار درخت شقاوت است * در باغ دين چه با گل و شمشاد كرده‌اى ؟ با دشمنان دين نتوان كرد آنچه تو * با مصطفى و حيدر و اولاد كرده‌اى در طعنت اين بس است كه با عزّت رسول * بيداد كرده خصم ، تو امداد كرده‌اى ترسم تو را دمى كه به محشر درآورند * از آتش تو دود به محشر برآورند

[ 424 ] [ ملّا مجلسى اصفهانى ]

محفل‌آراى سخندانى ، ملّا مجلسى اصفهانى ، كه نسبت تلمّذ محتشم كاشى داشت ، آخر به عشق نازنينى مبتلا گشته ، به مقتضاى كشش قلبى او را به دام محبّت خود كشيد و به تعليم و تربيتش اشتغال ورزيد . بعد چندى به معيّت محبوب وارد هند گشت و به دكن اوايل مائة حادى عشر درگذشت . از اوست :
در جهان هرجا بلايى بود ، از ما درگذشت * غير بخت تيره‌گون ، چون سايه در دنبال ماست