تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرهء نتائج الافكار ( فارسي ) — صفحة 656

مساهمون:

ص٦٥٦
كشتى شكست‌خوردهء طوفان كربلا * در خاك و خون فتاده به ميدان كربلا گر چشم روزگار بر وفاش مىگريست * خون مىگذشت از سر ايوان كربلا از آب هم مضايقه كردند كوفيان * خوش داشتند حرمت مهمان كربلا بودند ديو و دد همه سيراب و مىمكيد * خاتم ز قحط آب سليمان كربلا آه از دمى كه لشكر اعدا نكرده شرم * كردند رو به خيمهء سلطان كربلا آن دم فلك بر آتش غيرت سپند شد * كز خوف خصم در حرم افغان بلند شد كاش آن زمان سرادق گردون نگون شدى * وين خرگه بلند ستون بىستون شدى كاش آن زمان كه پيكر او شد درون خاك * جان جهانيان همه از تن برون شدى كاش آن زمان كه كشتى آل نبى شكست * عالم تمام غرقهء درياى خون شدى اين انتقام گر نفتادى به روز حشر * با اين عمل معاملهء دهر چون شدى ؟ آل نبى چو دست تظلّم برآورند * اركان عرش را به تزلزل درآورند بر خوان غم چو عالميان را صلا زدند * اوّل صلا به سلسلهء انبيا زدند نوبت به اوليا چو رسيد ، آسمان طپيد * ز آن ضربتى كه بر سر شير خدا زدند بس آتشى ز اخگر الماس‌ريزه‌ها * افروختند و بر حسن مجتبى زدند و آنگه سرادقى كه ملك محرمش نبود * كندند از مدينه و بر كربلا زدند وز تيشهء ستيزه در آن دشت كوفيان * بس نخل‌ها ز گلشن آل عبا زدند بس ضربتى كز آن جگر مصطفى دريد * بر حلق تشنهء خلف مرتضى زدند اهل حرم گريبان دريده ، گشاده موى * فرياد بر در حرم كبريا زدند روح الامين نهاده به زانو سر حجاب * تاريك شد ز ديدن او چشم آفتاب
تذكرهء نتائج الافكار ( فارسي ) — صفحة 656 | محمد قدرت الله گوياموى