محبوب آرميد . طاعنان زبان به نصايح گشاده ، گفتند كه خود را از اين بلا محفوظ داشته ، به دستور سابق به افاده و استفاده بايد پرداخت ؛ فأمّا وى به مقتضاى غلبهء عشق التفات به گفتارشان نمىساخت . از آنجا كه ملالت به طوالت انجاميد ، به جذبهء الهى از مجاز به حقيقت رميد و عارج معارج مقامات عاليه گرديد .
مثنوى گلشن راز تصنيف لطيفش دردافزاى ارباب سوز و گداز است . آخر الأمر در سنهء عشرين و سبعمائة سفر آخرت گزيد . مزارش در شبستر كه به فاصلهء هفت فرسخ از تبريز است ، واقع گشته . اين دو رباعى از كلام دلپذيرش ثبت افتاد :
جز آتش عشق در دلم سوز مباد * جز عارض او شمع شبافروز مباد
روزى كه دلم شاد نباشد ز غمش * در گردش ايّام من آن روز مباد
و له
در دير مغان صراحى و جام نماند * ز آغاز اثر نشان ز انجام نماند
كو پير مغان و زاهد گوشهنشين * كز مسجد و ميخانه بهجز نام نماند
[ 418 ] [ مولانا محمّد شيرين مغربى نائينى ]
صاحب طبع سحرآفرين ، مولانا محمّد شيرين ، معروف به مغربى ، كه اصلش از نائين است ؛ و وى از مريدان شيخ اسماعيل سيسى است كه از ياران شيخ نور الدّين عبد الرّحمن اسفراينى بوده ؛ و بعضى برآنند كه در هنگام سياحت سرى به ديار مغرب كشيد و در آنجا به دست يكى از مشايخ كه از منتسبان شيخ محيى الدّين بن عربى بوده ، خرقهء خلافت پوشيد . غالبا وجه تخلّص به « مغربى » همين بوده باشد .
بالجمله ، صاحب ذوق و شوق و وجد و حال بود و كلام شورانگيزش بر آن دال . آخر كار به عمر شصتسالگى در سنهء تسع و ثمانمائه از قيد هستى برآمد . ديوان سرتاسر درد