تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرهء نتائج الافكار ( فارسي ) — صفحة 646

مساهمون:

ص٦٤٦
من آن زنم كه همه كار من نكوكاريست * به زير مقنعهء من نشان كله‌داريست درون پردهء عصمت كه جايگاه من است * مسافران صبا را گذر به دشواريست جمال و سايهء خود را دريغ مىدارم * ز آفتاب كه آن شهرگرد و بازاريست نه هر زنى به دو گز مقنعه است كدبانو * نه هر سرى به كلاهى سزاى سرداريست
رباعى
بس غصّه كه از چشمهء نوش تو رسيد * تا دست من امروز به دوش تو رسيد در گوش تو دانه‌هاى در مىبينم * آب چشمم مگر به گوش تو رسيد