[ 419 ] [ مولانا موالى تونى ]
آشفتهء خوشمقالى ، مولانا موالى ، كه اصلش از قصبهء تون است ، به تحصيل كمالات پرداخته و در شعرگويى هم سليقهء خوشى حاصل ساخته . آخر كار در سنهء تسع و اربعين و تسعمائه وفات يافته . اين بيت از او به نظر درآمده :
بهسويم يك نظر ناكرده دامن دركشيد از من * نمىدانم چه بد كردم ، نمىگويد چه ديد از من
[ 420 ] [ خواجه حسين مروى ]
صاحب طبع ذكى ، خواجه حسين مروى ، كه در معقولات شاگرد مولانا عصام است و در منقولات نسبت تلمّذ به شيخ ابن حجر هتيمى ، مفتى حرمين محترمين داشت و از ذهن ذكا و فكر رسا در نظم و نثر استعداد شايسته به هم رسانيد . در زمرهء امراى همايونى و اكبرى ممتاز بوده ، در تولّد شاهزاده ميرزا سليم خلف اكبر پادشاه قصيده گذرانيده ، كه از مصراع اوّلين تاريخ جلوس شاهى و از مصراع دويمين تاريخ ولادت شاهزاده مىبرآمد و به صلهء آن دولك تنك كه عبارت از ده هزار روپيهء اكبرى باشد ، يافته ، و از پيشگاه اكبرى رخصت وطن حاصل نمود ؛ و چون به كابل فايز گشته ، همانجا در سنهء تسع و سبعين و تسعمائه به حكم قضا و قدر به وطن اصلى شتافت . از كلام اوست :
باز ز دست خويش كن طرّهء مشك ناب را * شانهء زلف شب بساز پنجهء آفتاب را
[ 421 ] [ ميرزا قلى ميلى هراتى ]
صاحب فكر بلند و طبع چالاك ، ميرزا قلى متخلّص به ميلى ، از اتراك ، كه اصلش از